بيست سالگي
امروز نشريه
“‌ØÙ‚وق بشر “ ارگان
“ جامعه دÙ�اع از ØÙ‚وق بشر در ايران “ را بدست گرÙ�تم. چند روزي بود كه از پست گرÙ�نه بودم Ùˆ چون برخلاÙ� هميشه بسيار پر صÙ�ØÙ‡ Ùˆ ضخيم بود، بي آنكه نگاهي به نوشته هايش بياندازم براي يك Ù�رصت مناسب كنار گذارده بودم. Ùˆ امروز شروع به ورق زدن Ùˆ خواندن كردم. Ú†Ù‡ خوب كه بيشتر از اين غÙ�لت نكرده ام. نه تنها بخاطر مطالب بسيار خوب Ùˆ متنوع اين شماره كه واقعا خواندني هستند Ùˆ سعي خواهم كرد كه به چند تائي اشاره كنم. نه! بلكه بخاطر خواندن روي جلد كه تازه سبب ضخامت غيرعادي اين شماره را روشن مي كند؛ “ نشريه ويژه بيستمين سالگرد“. يعني اينكه بيست سال از تاسيس جامعه دÙ�اع از ØÙ‚وق بشر مي گذرد. بيست سال واقعا زياد است Ùˆ بايد يك Ù„ØØ¸Ù‡ تامل كرد. نه، بسيار بيش از يك Ù„ØØ¸Ù‡ بايستي مكث كرد. از جنبه هاي متÙ�اوت قابل تامل است.
ØØ³Ø§Ø¨ÙŠ Ø¨Ø§ÙŠØ¯ به اين موضوع Ù�كر كرد Ùˆ در اين مكث به بيست سال پيش برگشت Ùˆ شرائط را آنچنان كه بود در نظر آورد. بيست سال پيش همه كم Ùˆ بيش انقلابي بوديم Ùˆ تازه انقلابي را پشت سر گذاشته بوديم كه قرار بود به همه آرزوها Ùˆ آمالمان پاسخ گويد. همه انقلابيوني سازش ناپذير بوديم كه هدÙ�مان ترميم يا Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ù…Ø§Ø´ÙŠÙ† دولتي نبود، نابودي آن بود. دنياي كهن را هم ميخواستيم نابود كنيم، بي آنكه بدانيم كهنه ترين كهن ها را معماري مي كنيم. بيست سال پيش كمترين دغدغه را درباره “ ØÙ‚وق “ داشتيم. اصلا اگر دغدغه اي داشتيم Ùˆ يا برايمان Ù…Ø·Ø±Ø Ø¨ÙˆØ¯. ØÙ‚وق، ØÙ‚وق خودمان بود براي اينكه ما انقلابي بوديم. مگر براي آناني كه Ú†Ùˆ ما انقلابي نيستند، ØÙ‚وقي هم متصور بود؟! مبادا بپنداريد كه اغراق مي كنم، گرچه واقعا اغراق گونه است، با يكي دو خاطره كه از آن سالها در ياد دارم هر شبهه اي برطرÙ� مي شود. دنياي ذهن مان آغشته از مبارزه بود Ùˆ مبارزه Ù…Ù�هومي مترادÙ� با خون Ùˆ خونريزي، كشت Ùˆ كشتار Ùˆ آشتي ناپذيري داشت.
اينكه در آن سالها يعني در سال 1981 كه هنوز ايراد بزرگ انقلابيون به نظام اسلامي كوتاهي در قلع Ùˆ قمع بÙ�اياي رژيم پيشين بود، كساني پيدا شده اند كه براي دÙ�اع از ØÙ‚وق بشر انجمني برپا دارند وبيست سال بر آن ايستادگي كنند، جاي كلاه از سر برداشتن دارد.
من از ØÙ‚وق بشر Ùˆ چگونگي نگاه به اين Ù…Ù�هوم خاطره اي دارم كه تا ØØ¯ÙˆØ¯ÙŠ Ø±ÙˆØ´Ù†Ú¯Ø± نوع برداشت Ùˆ درياÙ�ت جنبش سياسي ما از Ù…Ù�اهيم بشر، ØÙ‚ Ùˆ ØÙ‚وق مي باشد.
در سالهاي 1983/1984 پانزده الي شانزده گروه سياسي از چپ ا�راطي تا ميانه دور هم جمع شده بوديم كه يك تشكيلات دموكراتيك براي مبارزه مشترك با جمهوري اسلامي بوجود آوريم. پس از ماهها گ�تگو و سرو كله زدن با همديگر
“ سازمان ايرانيان دمكرات در خارج از كشور “ را ايجاد كرديم. تصورمان در آغاز ايجاد تشكيلاتي شبيه به كنÙ�دراسيون بود. با همان كارآمدي Ùˆ توانائي. در شوراي عالي اول كه انتخاب شد 15 تن عضويت داشتند از جمله Ù�رهاد سمنار، منصور بيات زاده، Ù…ØÙ…ود راسخ، پرويز سيروس نيا، من Ùˆ ... نشريه اي منتشر مي كرديم بنام
“ پيمان “‌ كه من مسئول ØªØØ±ÙŠØ±ÙŠÙ‡ اش بودم. در
پيمان از منوچهر صالØÙŠ Ù…Ù‚Ø§Ù„Ù‡ اي در تائيد ØÙ‚وق بشر چاپ شده بود. Ù…ØÙ…ود راسخ Ùˆ يادش بخير Ù�رهاد سمنار مخالÙ� اين مقاله بودند. مي دانيد با Ú†Ù‡ استدلالي؟ مي Ú¯Ù�تند: “‌ ØÙ‚وق كدام بشر؟ ØŒ بشر هنوز نامتعين است. بشر كارگر؟ بشر دهقان؟ بشر سرمايه دار؟ بشر انقلابي، ضد انقلابي؟ كدام بشر؟ “ . مدتي در غذاخوري دانشگاه كه Ù…ØÙ„ اصلي مبارزه روزانه ما بود، Ø¨ØØ« من با اين رÙ�قا سر اين بود كه بشر ØÙ‚ Ùˆ ØÙ‚وقي صرÙ� نظر از موقعيت اجتماعي Ùˆ طبقاتي دارد Ùˆ در اينمورد نظر صالØÙŠ ØµØ§Ø¦Ø¨ است Ùˆ آنان تكرار مي كردند كه بشر طبقاتي است Ùˆ ØÙ‚وقش بر اين پايه تعين مي شود. من پس از اينهمه سال هنوز در اين Ù�كرم كه Ù�رهاد چرا؟ او كه عاشق ادبيات Ùˆ شعر Ùˆ انسان بود، او ديگر چرا؟ ولي Ø¨Ù‡Ø±ØØ§Ù„ او همواره ارتدكس وار ماركسيست بود. ياش بخير كه Ú†Ù‡ زود رÙ�ت!
چون اختلاÙ�ات دروني صالØÙŠ Ùˆ راسخ Ùˆ ... به انشعاب رسيد، Ù…ØÙ…ود راسخ در رد ØÙ‚وق بشرو مقاله صالØÙŠ Ù…Ù‚Ø§Ù„Ù‡ اي براي چاپ در پيمان داد. هر Ú†Ù‡ من سعي كردم Ø·Ù�ره روم كه Ø› آقا عليه ØÙ‚وق بشر كه مقاله چاپ نمي كنند، موثر واقع نشد Ùˆ با استناد به مصوبه شوراي عالي كه مقالات اعضا بايد بي هيچ سانسوري چاپ شوند، در نشريه پيمان عليه ØÙ‚وق بشر مقاله چاپ شد Ùˆ بر اÙ�تخارات! ما اÙ�زوده شد.
پس جا دارد ارج بسيار بر كار كساني بگذاريم، كه ØŒ در سالهائي كه Ø¨ØØ« هائي در اين Ø³Ø·Ø Ø¯Ø± جريان بود، دÙ�اع از ØÙ‚وق بشر را براي خود وظيÙ�Ù‡ دانستند Ùˆ 20 سال در پايش ايستاده اند. 20 سال براي نگهداري يك انجمن Ùˆ يا نهاد كم مدتي نيست. تجربه چنين بوده است كه اول كار تعدادي با اميد به موÙ�قيت هاي سريع دور هم جمع مي شوند، اما رÙ�ته رÙ�ته از تعداد كاسته مي شود، تا جائيكه آخر سر Ù�قط علي هست Ùˆ ØÙˆØ¶Ø´. اين پايداري Ùˆ ØØ³Ù† نظر را به همه اعضا جامعه Ùˆ بويژه به دبير آن
Ù…ØÙ…ود رÙ�يع تبريك مي گويم Ùˆ اميدوارم روزي Ù�را رسد كه نيازي به
“ جامعه دÙ�اع از ØÙ‚وق بشر“ نداشته باشيم Ùˆ
Ù…ØÙ…ود رÙ�يع Ùˆ يارانش نهاد خود را تعطيل كنند.